آموزش اینستاگرام

حتی اگر بهترین تولیدکننده جهان هستید خواندن این مقاله را از دست ندهید! در دنیای امروز قبل از این‌که تولیدکننده خوبی باشید، لازم است محصولاتی که تولید می‌کنید، دیده شوند. ما در ادامه این مقاله برای دیده‌شدن از طریق اینستاگرام به شما کمک می‌کنیم.

آیا اینستاگرام بهترین گزینه برای تبلیغ است؟

مزایا و کاربردهای فضای اینترنتی باعث شده است که هر روز بر تعداد کاربران آن افزوده شود و از آنجا که اینستاگرام به‌عنوان پلتفرمی بسیار عالی برای ارتباطات اجتماعی است و طرف‌داران بسیار زیادی هم دارد پس قطعاً برای دیده‌شدن و تبلیغات بهترین گزینه است.

فروش در اینستاگرام

 اینستاگرام برای چه مشاغلی مناسب است؟

اپلیکیشن اینستاگرام بخصوص برای مشاغل خانگی فرصت ویژه‌ای است. در واقع صاحبان کسب‌وکار تقریباً بدون هیچ هزینه‌ای دارای ویترینی بزرگ از یک مغازه بزرگ می‌شوند. اینستاگرام همچنین برای کسب‌وکارهایی که سرمایه کافی ندارند نیز بسیار مناسب است چراکه می‌توانند به‌جای تولید انبوه برای بازار، به‌صورت سفارشی کار قبول کنند.

 چند نمونه از مشاغل در اینستاگرام

  • تهیه کیک و شیرینی خانگی
  • فروش شال و روسری انواع لباس
  • فروش محصولات آرایشی بهداشتی
  • معرفی و تبلیغ محصولات فروشگاهی خود

لباس اینستاگرام

نکته مهم: علاوه بر فروش محصولات مختلف، این فضا به شدت مناسب فریلنسرها است؛ افراد هنرمندی که خدمات سفارشی انجام می‌دهند؛ مثل: انواع سبک‌های عکاسی، انواع طراحی‌های گرافیکی و غیره

آیا داشتن پیج اینستاگرامی برای فروش در اینستاگرام کافی است؟

صرف داشتن پیج به شما کمک چندانی نخواهد کرد.

برای این‌که مخاطبان زیادی شما را دنبال کنند که در نهایت منجر به افزایش فروش شود، باید برای مخاطبان جذاب باشید و این جا است که تولید محتوا به کمک رشد پیج شما می‌آید.

چه نوع تولید محتوایی مناسب است؟

متنوع باشد:

در یک پیج شما با انواع سلیقه‌ها در ارتباط هستید پس از تنوع نترسید هر محتوا مخاطب خود را خواهد داشت. علاوه بر این تکرار و تأکید بر یک موضوع برای مخاطب کسل‌کننده است.

راهی برای ایجاد تعامل با مخاطب خود ایجاد کند:

در بیشتر مواقع مخاطب به دنبال بیان احساسات، تجربیات و یا به دنبال راهی برای ارتباط است.

با طراحی یک سؤال در آخر متن پُست‌های خود و یا ایجاد باکس‌های سؤال در استوری اینستاگرام این راه را برای مخاطبان خود هموار کنید.

رضایتمندی‌ها را منتشر کند:

اگر قبلاً کار با مشتریان یا فروش محصولات خود را شروع کرده‌اید، توصیفات رضایت‌بخش و واقعی آن‌ها را در اینستاگرام به اشتراک بگذارید. این به اعتبار شما صدچندان کمک خواهد کرد.

از پشت پرده‌ها غافل نشود:

ایجاد حس صمیمیت معجزه می‌کند. مخاطب را با خود حین انجام کار همراه کنید تا با مراحل آن و دغدغه‌های کار بیشتر آشنا شود. این نوع محتوا مخصوصاً برای هنرمندان، عکاسان، طراحان و میکاپ آرتیست‌ها بسیار مناسب است.

مسابقه و هدیه:

یک روش به شدت عالی، برگزاری مسابقه با برندگان واقعی است.

با این روش در طول زمان مسابقه به امید برنده شدن تعداد زیادی کاربر به مخاطبان شما اضافه خواهند شد و شما این شانس را دارید که حتی بعد از اتمام مسابقه و روند پرداخت هدیه‌ها، همچنان این مخاطبان جدید را از دست ندهید.

الهام‌بخش باشد:

مخاطبان را با داستان کسب‌وکار خود آشنا کنید این‌که از کجا شروع کرده‌اید و چه سختی‌ها و موفقیت‌هایی به دست آورده‌اید. شما می‌توانید برای مخاطب خود الگوی خوبی از موفقیت باشید پس این فرصت را از دست ندهید.

سخن آخر:

صاحب هر هنر و یا کسب‌وکاری که هستید از خدمات کم‌نظیر اینستاگرام جهت درآمدزایی غافل نشوید.

و برای موفق شدن از اصول تولید محتوایی درست پیروی کنید.

کفش هوکا

لوگو چیست؟ و چه اهمیتی دارد؟

تصورکنید برای خرید یک یخچال وارد فروشگاه شده‌اید. از جمله مهمترین مسائلی که در تصمیم نهایی شما برای خرید اثر گذار است آرم یا لوگو حک شده بر روی هر دستگاه‌ است؛ چرا که هر آرم یاد آور کیفیتی است که یک محصول در ذهن‌ها باقی گذاشته است و به آن معروف شده؛ پس صاحب هر کسب و کاری که هستید برای افزایش فروش محصولات‌تان این مقاله را از دست ندهید.

لوگو چیست؟

لوگو یا همان آرم نشانه ای است که مشتریان شما را به آن خواهند شناخت. که از تصاویر، متون، اشکال و یا ترکیبی از این سه ساخته می‌شود. و در نهایت نام و هدف یک تجارت را خلاصه کرده و به تصویر می‌کشد .

چرا لوگو مهم است؟

تاثیر لوگو

این نشان معروف شما را یاد چه چیزی می‌اندازد؟ پاسخ روشن است؛ محصولات با کیفیت حوزه فناوری نظیرگوشی‌های آیفون، تبلت‌های آیپد، ساعت‌های هوشمند و از این دست محصولات با کیفیت موجود در بازار جهانی.

لوگوی اپل

متوجه شدید؟! اهمیت لوگو این است. این شرکت بزرگ در کسری از ثانیه با یک نشان سیب گاز زده‌‌ای که به آن معروف شده است تمامی این مفاهیم را به مخاطب خود انتقال داد.

تاثیر لوگو بر ارتقا برند و افزایش فروش

یک لوگو خوب به برند و کسب و کار شما هویت می بخشد

قطعا کسب و کاری که برای شناساندن محصول خود وقت و انرژی صرف کرده و به دنبال طراحی و شخصی سازی برند خود بوده است؛ حرفه‌ای وارد میدان کسب و کار شده است پس در نگاه مخاطب نیز یک برند سطح پایین نیست. و مشتری روی برندی که با هویت است راحت تر حساب باز می‌کند.

لوگو خوب توجه را به خود جلب کند

در دنیایی که شرکت‌ها از هر فرصت کوچکی برای تبلیغات استفاده می‌کنند بزرگترین مزیت یک لوگوی خوب این است که بتواند در کمترین زمان ممکن نگاه مخاطب را به خود جذب کند. پس زیبایی در طراحی و رنگ بسیار مهم است.

لوگو خوب در نگاه اول برداشتی قوی ایجاد می‌کند

لوگو اولین مرحله‌ی معرفی یک کسب‌ و کار است. پس یک لوگوی خوب و قوی بهترین تصویری است که برای قدم اول می‌تواند کسب و کار شما را معرفی کند. تصویری که کل مجموعه را به آن خواهند شناخت.

لوگو خوب برند را به یاد ماندنی می‌کند

ایده‌آل ترین حالت برای یک برند این است که مردم بلافاصله با دیدن لوگو متوجه ماهیت کسب و کار شوند و در مرحله بعد نیز بهترین حالت این است که لوگو باعث ایجاد یادآوری مثبتی در مورد نام تجاری شرکت مورد نظر شود. و درواقع یک لوگوی خوب این کار را با مخاطب می‌کند.

لوگو خوب جلب اعتماد می‌کند

در بین انبوه کنسرو‌های لوبیا در قفسه یک فروشگاه زنجیره‌ای، برندی شانس بیشتری دارد که بیشتر در یاد ها مانده باشد و بیشتر شناخته شده باشد. به عبارتی با رشد نام تجاری شما ، لوگو شما برای طیف گسترده ای از مصرف کنندگان بیشتر آشنا می شود و این آشنایی این تصور را ایجاد می کند که قابل اعتماد و در دسترس هستید.

بنابراین حتی قبل از شروع یک کسب و کار شما به یک لوگوی خوب نیازمندید؛ این بخش مهم در ایجاد یک کسب و کار موفق و پایدار را نا دیده نگیرید که در این صورت دنیای تبلیغات به راحتی شما و کسب وکارتان را نادیده خواهد گرفت!

در مقاله قبل در مورد عکاسی صنعتی، که یکی از بهترین روش‌های افزایش فروش است صحبت کردیم. پیشنهاد می‌کنم مقاله «عکاسی صنعتی چیست» را هم بخوانید. اگر شما نیز به دنبال دیده شدن محصول و یا خدمات خود هستید در ادامه این مقاله همراه ما  باشید تا با شناخت دقیق تفاوت‌های عکاسی صنعتی و تجاری بهترین تصمیم را جهت انتخاب سبک عکاسی از محصول خود بگیرید.

عکاسی تجاری چیست؟

در واقع عکاسی تجاری از زیر شاخه‌های مهم و پرطرفدار عکاسی صنعتی است. درست است که هم عکاسی صنعتی و هم عکاسی تجاری یک هدف را دنبال می‌کنند اما دانستن تفاوت‌های مهمی که با هم دارند برای صاحبان هر کسب و کار ضروری است.

عکاسی ساعت

تفاوت عکاسی صنعتی و تجاری

در اینجا به چند مورد از تفاوت‌های عمده در عکاسی صنعتی و تجاری اشاره می‌کنیم.

هدف عکاسی

الف) عکاسی تجاری:

یک عکس تجاری در واقع همه آن چیزی که نیاز است را به مخاطب خود ارائه می‌دهد. تصویری که از یک محصول در اینگونه از عکاسی‌ها مشاهده خواهید کرد، خلوت و کاملا متمرکز بر روی محصول مورد نظر است. و در یک کلام هدف نشان دادن اصل محصول است. درست مثل زمانی که در جست و جوی اینترنتی در مورد دستگاه فشار سنج دیجیتالی، تصویر دستگاه را در پس زمینه‌ای با رنگی خنثی مشاهده خواهید کرد!

ب) عکاسی صنعتی یا همان تبلیغاتی:

در این سبک از عکاسی، منتظر شگفتی‌ها باشید! همان طور که از نام آن مشخص است هدف در مرحله اول تبلیغ و اثر گذاری هرچه بیشتر محصول بر روی بیننده تصویر است. تصویری که محصول شما را متمایز کرده و مخاطب را برای لحظاتی جذب تماشای خود کند. که در نهایت منجر به خرید شود. و در مواردی نیز هدف جذب کردن سرمایه و یا جذب سرمایه‌گذار است.

عکاسی غذا

شیوه عکاسی

با توجه به اهداف متفاوتی که هرکدام از این سبک‌های عکاسی دارند در نتیجه به همان ترتیب نیز نحوه‌ی عکاسی متفاوتی خواهند داشت.

در عکاسی تجاری برای این که تصویر در واقعی ترین حالت خود به مخاطب نشان داده شود؛ و هیچ پدیده‌ی دیگری به جز خود محصول چشم بیننده را به خود مشغول نکند محصول در زمینه‌ای با رنگی خنثی عکاسی می‌شود.و میزان نور، زمینه‌ی عکاسی و زاویه‌ی قرارگیری محصول اهمیت ویژه‌ای برای عکاس دارد.

اما در عکاسی صنعتی متفاوت است. در این سبک، نقش عکاس بسیار پر رنگ‌تر است. و عکاس است که با ذوق هنری و هوش اقتصادی خود میزان نور، نحوه قرارگیری محصول، زاویه دید، و نحوه چیدمان و اضافه شدن عناصر دیگر به صحنه عکاسی را مدریت می‌کند تا چشمان مخاطب را هرچه بهتر با محصول مورد نظر رو به رو کند.

احساسات و منطق

در عکاسی تجاری آنچه که مخاطب بعد از یک جست و جوی ساده در مورد یک محصول به دنبال آن است یک تصویر واضح و منطقی از آن است. مثلا یک تصویر از نمای ساختمانی که قصد فروش آن را دارید برای خریدار واحد آپارتمانی گزینه مناسبی است که با محصول یا خدمات شما در وهله اول آشنا شود.

عکاسی خانه

اما در عکاسی صنعتی شما احساسات، غرایز و تمایلات مخاطب را در نظر میگیرید؛ درواقع با این عکس انتظار نهایی خریدار از محصول را پیشتر به او هدیه میدهید! برای مثال جهت فروش یک کاناپه، در بازاری که پر از انواع کاناپه است، نشان دادن راحتی آن در هنگام استراحت بهترین تصویری است که مخاطب را از راحتی محصول شما مطمئن کرده و او را ترغیب به خرید می‌کند!

بازار هدف

یکی دیگر از چالش‌های مهم جهت انتخاب سبک عکاسی برای صاحبان کسب و کار، مشخص کردن بازار هدف، جهت فروش محصولات است.

و از آنجا که  بازار و مخاطبان هریک از این سبک ها از هم متفاوت است شما نیز باید با توجه به بازار هدف کالای مد نظرتان، سبک عکاسی را انتخاب کنید.

برای مثال یک کارخانه تولید محصولات پروتئینی نظیر سوسیس و کالباس را تصور کنید. بازار هدف این کارخانه قطعا عمده فروشان و گاهی هم خرده فروشان فست فودی است؛ پس در رقابت با سایر کارخانجات برای فروش بیشتر، اولویت نشان دادن کیفیت و قدرت دستگاه‌ها و نظم حاکی در خط تولید است. پس انتخاب سبک عکاسی تجاری بهترین گزینه برای به تصویر کشیدن فضای کار، ابزارآلات، اتومبیل‌های پخش بار و غیره به صورت کاملا شفاف، واضح و واقعی است.

در مقابل یک مغازه ساندویچی و فست فودی را تصور کنید؛ تقریبا همان مواد پروتئینی مورد فروش هستند اما اینجا بازار هدف کاملا متفاوت است! و رقابت بین بهترین و با کیفیت‌ترین فست فودی است که مشتری‌های بیشتری را به خود جذب کند. پس عکاسی صنعتی یا همان تبلیغاتی بهترین گزینه برای صاحبان این کسب و کار است که تصویری جذاب از ساندویچ و یا پیتزای آماده شده در رستوران شما را به نمایش بگذارد. تصویری که برای مخاطب تماما حس خوش‌مزگی، تازگی و بهداشتی بودن محیط را انتقال دهد.

عکاسی صنعتی

پیش نیاز های عکاسی تجاری و صنعتی

آن چه که مشخص است نشانگر این است که قبل از تصمیم جدی جهت شروع عکاسی از محصولات، توجه به پیش نیازها مهم تر است؛ چرا که یک انتخاب غلط در این مسیر، شما را از هدفتان دور خواهد کرد. که در زیر به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌کنیم.

دوربین و تجهیزات حرفه‌ای

اگر بهترین عکاس در بهترین حالت از محصول شما عکس بگیرد ولی تصویر شما از وضوح کافی برخوردار نباشد. در این صورت نه تنها تبلیغ برای محصول شما خوب نیست چه بسا بر روی فروش محصول شما اثر منفی نیز خواهد گذاشت؛ چرا که در دنیای رنگ ها و نقش‌ها کمتر کسی چشمان خود را صرف تماشای این نوع از محصول در فضایی کدر و دل‌مرده خواهد کرد. پس داشتن یک دوربین حرفه‌ای از ملزومات این کار است.

مهارت

کار را به کاردان بسپارید! عکاسان تجاری و صنعتی مدت زمان طولانی را صرف مطالعه و یادگیری کرده‌اند تا اینکه حرفه‌ای شوند. تنها آن‌ها می‌دانند چگونه روش مناسب را برای حداکثر تأثیر کشف کنند. و به اصول حرفه‌ای کانتور، زاویه، حاشیه غیر متمرکز، رنگ، میزان نور، حالت قرار گیری صحیح و غیره مسلط اند. پس وقت و هزینه خود را در جای صحیح خرج کنید.

ذوق هنری

شاید تصور کنید ذوق هنری تنها در عکاسی صنعتی اهمیت دارد و در عکاسی تجاری آنچنان مهم نیست. اما اشتباه می‌کنید؛ در هردوی این سبک‌ها آن چیزی که بسیار مهم است خلاقیت و ذوق هنری عکاس است و این فقط در میزان آن متفاوت است به این صورت که در عکاسی صنعتی یا عکاسی تبلیغاتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. برای مثال در عکاسی صنعتی این عکاس خوش ذوق است که می‌داند از چه اشیایی و در چه رنگ‌هایی و در کنار کدام محصول استفاده کند که در نهایت تصویری مطلوب عکاسی شود.

در عکاسی تجاری نیز این دانش هنری عکاس است که تشخیص می‌دهد از چه رنگ‌هایی در پس زمینه‌ی محصول استفاده شود که همچنان چشم نواز باشد. و کمترین تاثیر را بر روی محصول بگذارد. و محصول مورد نظر همچنان مرکز توجه باشد.

سخن آخر

صاحب هر کسب و کاری که هستید از یکی از مهمترین روش‌های تبلیغ، یعنی عکاسی تبلیغاتی غافل نشوید. و با مطالعه دقیق این مقاله در مورد محصول خود و اهداف آن بیشتر فکر کنید تا بتوانید بهترین تصمیم را جهت انتخاب سبک عکاسی از محصول خود انتخاب کنید.

عکاسی صنعتی

تاثیر عکاسی تبلیغاتی بر رونق هر کسب و کار

در دنیای امروز که رسانه‌ها در جریان زندگی‌‌ اکثر آدم‌ها نقش پر رنگی پیدا کرده‌اند؛ برگ برنده در دست کسب و کارهایی است که بیش از سایر رقبایشان دیده شوند! و اینجاست که ارائه تصویری مناسب از محصولات بسیار مهم می‌شود چرا که در مرحله اول این ظاهر محصول شماست که خریدار را متقاعد می‌کند در مورد محصول شما فکر کند! به طور کلی تصاویر جذاب، خوش رنگ و با کیفیت لازمه هر سایت، بروشور، کاتالوگ و تبلیغات تلویزیونی است که باعث می‌شود در کمترین زمان ممکن و تنها در چند ثانیه به سادگی پیام مورد نظر خود را به مخاطب انتقال ‌دهند. اینجاست که نقش عکاسی تبلیغاتی پررنگ می‌شود.

عکاسی صنعتی چیست؟

عکاسی صنعتی، یکی از حرفه‌ای ترین شاخه‌های‌ عکاسی است. که اغلب هدفی اقتصادی دارد. و قادر است محصول یک فرد و یا کالاهای یک برند و یا ارائه هرگونه خدماتی را به بیننده معرفی کند.

عکاسی تبلیغاتی

عکاسی صنعتی چطور بر روی افزایش فروش محصولات تاثیر می‌گذارد؟

دو محصول مشابه از نظر کیفیت را تصور کنید؛ در هنگام خرید، یک فروشگاه، کاملا حرفه‌ای تصویری شفاف، جذاب و با جزئیات بیشتر از محصول را به شما ارائه میدهد؛ در مقابل، فروشگاهی دیگر همان محصول را با تصویری معمولی، رنگ و رو رفته، کدر و اصطلاحا غیر شفاف به نمایش می‌گذارد.

اعتماد شما به اصالت داشتن کدام محصول بیشتر است؟!

در اینجا فقط چند دلیل مهم از تعداد بیشماری که هر کسب و کار باید در عکاسی حرفه ای، با کیفیت بالا سرمایه‌گذاری کند ذکر می‌کنیم.

این تصویر محصول شماست که با مشتری حرف می‌زند!

در دنیای امروز، مصرف کنندگان دوست دارند قبل از تصمیم گیری درباره خرید انواع محصولات مورد نیاز خود امکان مقایسه انواع برندها را در کمترین زمان ممکن داشته باشند. اینترنت این امکان را به طور فزاینده‌ای فراهم کرده است ، به این معنی که عکس ها و فیلم‌های محصولات و پیشنهادات شما از هر زمان دیگری ارزش بیشتری پیدا کرده اند.

مشتری ها می‌خواهند تصویر واقعی اجناس شما را ببینند!

در بسیاری از موارد دیده شده در طراحی گرافیک بر روی بروشورها، کاتالوگ‌ها، سایت‌ها و حتی پست‌ها در شبکه‌های اجتماعی به خاطر در دسترس نبودن تصاویر با کیفیت، از تصاویر کارتونی و وکتوری استفاده شده که این ضعف بزرگی است و مصرف کننده را بی اعتماد می‌کند.

در چشم بر هم زدنی خودتان را تبلیغ کنید!

مفهوم داستان مینیمال در زبان فارسی یعنی داستان کوتاهِ کوتاه! یعنی آنقدری داستان کوتاه‌، رسا و بی هیچ اضافه گویی باشد که با حذف یک جمله داستان بی معنا شود.

حال در دنیایی که حتی در بین کتاب‌خوان‌ها داستان های کوتاهِ کوتاه طرفداران بیشتری پیدا کرده است، قطعا کوتاه و رسا گویی در مورد محصول، یک برگ برنده بزرگ است. اینجاست که یک تصویر زیبا و با کیفیت از محصول شما در بیلبوردهای شهری یعنی یک تبلیغ یک ثانیه‌ای بسیار قوی.

عکاسی مینیمال

برای محصول خود ارزش قائل شوید!

به محصول خود این فرصت را بدهید که خود را به مصرف کنندگان بیشتری معرفی کند. تصویر محصول شما قادر است برای متقائد کردن مشتری‌ها حتی به بیرون از مرزهای کشورتان برود! این فرصت را از دست ندهید و بازار هدف خود را با ارائه تصویری شفاف از محصول خود گسترش دهید.

عکاسی از ساعت

سخن آخر

اگر شما به تازگی کسب و کاری را راه اندازی کرده‌اید و یا سالیان طولانی است که در بازار سرمایه حضور دارید در انتهای این مقاله دریافته‌اید که ارائه یک تصویر درست و با اصالت از محصولتان چه پیامدهای خوب و سودآوری در بر خواهد داشت. پس سرمایه گذاری در این بخش را از دست ندهید.

معنی آرم bmw

این داستان ملخ هواپیما و این‌ها درسته یا نه؟

چرا رنگ آرمش آبی و سفید و مشکیه؟ … راستی بی‌ام‌وِ درسته یا بی ام دبلیو؟ جفتش درسته؛ آلمانیا حرف W رو «وی» تلفظ میکنن، انگلیسیا دبلیو. از زمان رضاشاه پهلوی که بیشتر طرفدار آلمانها بود تلفظ «بی ام و» در ایران رایج شد. هر کدومو دوست دارین اونو بگین؛ من با بی ام و راحت‌ترم!

داستان BMW چیه؟!

«فرِد جِیکوبز» یکی از مدیران «بی‌ام‌و کلاسیک» میگه: خیلیا فکر می‌کنن که لوگوی BMW سمبلی از یک ملخ هواپیماست، اما حقیقت یه‌خورده فرق می‌کنه! ماجرای نامگذاری بی ام و به سال ۱۹۱۷ برمیگرده. زمانی که مدیرانش یه شرکت تولید موتور هواپیما بنام Rapp Motorenwerke رو در شهر مونیخ، مرکز استان باواریا در جنوب آلمان خریداری میکنن و اسم او شرکتو به Bayerische Motoren Werke یا به انگلیسی Bavarian Motor Works تغییر نام میدن. تجهیزات فنی و نیروی انسانی شرکت تغییر نمی‌کنه و اوایل تنها کارشان تولید و تعمیر موتور هواپیما برای نیروی هوایی آلمان در جنگ جهانی اول بود و مشتری دیگری نداشتند. BMW در چند ماه اول فعالیتش هیچ لوگویی نداشت.

نماد ایالت باواریا

در ۵ اکتبر ۱۹۱۷ اولین لوگوی BMW در مرکز ثبت علایم تجاری سلطنتی آلمان ثبت میشه. حلقه مشکی دورش برگرفته از آرم ابتدایی شرکت Rapp Motor بود. حلقه طلایی و حروف BMW هم ضمیمه این لوگو شده بود.

ربع دایره‌های آبی و سفید، در حقیقت نماد ایالت باواریا است که البته جاهاش برعکس شده بود. دلیل این معکوس‌کردن جای آبی و سفید در آرم بی‌ام‌و قانون علامت تجاری محلی در آن زمان بود که استفاده از نشان‌های دولتی یا سایر نمادهای حاکمیتی رو در آرم‌های تجاری منع می‌کرد.

 

این پرچم در نمایشگاه برلین ۱۹۲۴ مورد استفاده قرار گرفته بود.

این پرچم مربوط به اوایل دهه ۱۹۲۰ است که زمینه فعالیت BMW رو نشون میده:
تولید موتور برای هواپیما، اتومبیل، تجهیزات کشاورزی و قایق.

 

موتور سیکلت bmw

اولین بار که مردم شهر این لوگو رو دیدن در سال ۱۹۲۳ روی باک سوخت اولین موتور‌سیکلتش بنام BMW R 32 بود.

شروع یک داستان!

در سال ۱۹۲۹ شرکت BMW با یه بحران اقتصادی مواجه شد. برای خروج ازین بحران اومد موتورهای هواپیمای جدیدی تحت لیسانس Pratt و Witney تولید کرد و یه تبلیغ هم براش طراحی کرد. در این تبلیغ BMW خواسته بود تخصص و سابقه‌ی خودش در ساخت موتور هواپیما رو به مشتریش القا کنه و در قسمت ملخ هواپیما لوگوشو قرار داده بود. از همین سال بود که این داستان که منظور از ربع‌های آبی و سفید داخل لوگوی BMW همون ملخ هواپیما است شایع شد. جالب اینکه مدیران شرکت BMW هم که دیدن الکی‌الکی دستاورد جالبی گیرشون اومده، هرگز قویّا تکذیبش نکردن!

اوره‌کا اوره‌کا!

BMW ولکن ماجرا نبود! در یک مقاله هم که سال ۱۹۴۲ با عنوان «اخبار موتور هواپیما» منتشر کرد، این ایده رو تَکرار کرد. تو این مقاله که عکسی از هواپیما داشت، ملخ هواپیما رو به شکل لوگوی BMW درآورده بودن. انگار دیگه جای لوگو رو پیدا کرده بودن! بنز هم دستاورد داره بی‌ام‌و هم دستاورد داره ((:

حرف آخر

تنها کسی از بی‌ام‌و که در این مورد خیلی واضح صحبت کرده Fred Jackobs مدیر بخش بایگانی گروه «بی‌ام‌و کلاسیک» است که میگه: «برای مدت طولانی، BMW تلاش چندانی برای اصلاح این داستان نکرد … این تفسیر ۹۰ سال معمول بوده، بنابراین در حال‌حاضر توجیه و مقبولیت خاصی پیدا کرده.»

در این قسمت #تشریح_لوگو می‌خواهم لوگوی آدیداس را با هم بررسی کنیم. برند آدیداس را که همه‌مان با آن آشنا هستیم. اگر اهل ورزش، ماجراجویی یا فشن باشید شک نکنید که از خوندن این مقاله لذت می‌برید …

بیوگرافی کوتاه

آدیداس پوما

در سال ۱۹۲۴ آدولف داسلر با کمک برادرش رودولف کار تولید کفش‌های ورزشی را در شهر هرتسوگن‌آوراخ در ایالت بایرن آلمان شروع کردند.این دو، بر سر پیوستن رودولف به حزب نازی در جنگ جهانی دوم دچار اختلاف شدید شدند. آدولف داسلر هم که با برادرش مخالف بوده او را به آمریکایی‌ها معرفی می‌کند! آدولف در سال ۱۹۴۸، بعد از اینکه از برادرش رودولف جدا می‌شود آدیداس را تاسیس می‌کند. رودولف هم پس از آن، شرکت پوما را پایه‌ریزی می‌کند. آدیداس اکنون بزرگترین تولیدکننده لوازم ورزشی در اروپا و دومین در دنیاست. اول کیست؟ نایکی! آدیداس علاوه بر لباس و کفش ورزشی، تجهیزات ورزشی، ساعت، عینک آفتابی و لوازم لوکس هم تولید می‌کند … شرکت‌های ریبوک، تیلورمید و راک‌پورت هم زیر مجموعه آدیداس هستند.

رودولف داسلر

ایجاد کانسپت (Concept)

در ابتدا برادران داسلر بر روی کفش‌های مخصوص دوندگی‌شان نوارهایی می‌دوختند تا دوام آنها را افزایش دهند. در سال ۱۹۳۶ یک دونده سیاه‌پوست آمریکایی به نام Jesse Owens در حالی که کفش‌های برادران داسلر با آن نوارهای معروفشان را به پا داشت مدال طلای المپیک برلین را از آن خودش کرد. خلاصه، این سه‌تا نوار معروف می‌شوند و بعدا تبدیل به کانسپت لوگوی آدیداس می‌شوند.

اولین لوگو

اولین لوگوی آدیداس در سال ۱۹۴۹ برپایه همین کانسپت شکل می‌گیرد. در طراحی آن لوگو، یک کفش میخ‌دار مخصوص دوندگی با سه نوار روی کفش، بین دو میله که امتداد حرف d بودند قرار گرفته بود. بعدها مشخص شد که قبلا یک برند ورزشی مطرح بنام Karhu Sports مشابه همین لوگو را استفاده کرده است. آدولف داسلر بنیانگذار آدیداس برای اینکه غائله بخوابد با مبلغی معادل ۱۶۰۰ یوروی امروز آن برند را خریداری می‌کند. شاید آن زمان پول خوبی بوده!

لوگوی اول آدیداس

چرا این‌همه لوگو؟!

چیزی که برای خود من قبلا سوال بود این بود که آدیداس چرا اینهمه تغییر لوگو داشته است؟! اکثر برندهای ایرانی یک لوگوی درست و حسابی ندارند، آدیداس چرا اینقدر اسراف کرده است؟! خب، ببینید برندهای بزرگ، بر اساس چهارچوب و خط مشی‌ی که دارند برندینگ‌شان را پیش می‌برند، حالا اگر این خط مشی یک تغییر اساسی داشته باشد، یا بخواهند یک تکانی به برندشان بدهند، ری‌برندینگ (Re-Branding) می‌کنند که بارزترین قسمتش تغییر لوگوست.

لوگوهای آدیداس

روند تغییرات لوگوی آدیداس

اوایل دهه هفتاد لوگویی با سه خط موازی برای آدیداس طراحی شد ولی دقیقا یک سال بعدش در ۱۹۷۱ یک کمپین ری‌برندینگ ترتیب دادند و از لوگوی جدید سه‌پَر آدیداس رونمایی کردند. سپس در سال ۱۹۹۱ لوگوی سه خط مورب که به شکل کوه بود شد لوگوی جدید آدیداس. نهایتا اوایل سال ۲۰۰۰ لوگوی جدید آدیداس به شکل یک دایره مشکی با سه قوس بصورت فضای منفی (Negative space) درآمد.

مفهوم هر لوگو

شکل سه‌پر در لوگوی آدیداس به مفهوم تمرکز آدیداس روی تنوع محصولات است. کما اینکه، نشان‌دهنده سه منطقه از کره‌زمین است که این شرکت در آن سال‌ها فروشش را به آن مناطق متمرکز کرده بود: آمریکای شمالی، اروپا و آسیا. در لوگویی که به شکل کوه است، این ایده و کانسپت نهفته است که بر تمام اهداف و چالش‌هایت [هر چی که باشد] می‌توانی چیره شوی. لوگوی گرد آدیداس که در سال ۲۰۰۰ طراحی شد، کره‌زمین را نشان می‌دهد. آن سه‌تا قوس روی آن هم آدیداس است که جهان را دربرگرفته است. تغییر ضخامت قوس‌ها به معنای تطبیق‌پذیری سریعش است، یعنی مناطق جغرافیایی، فرهنگ‌ها، مُد، سلایق و … را بررسی می‌کند و خودش را با آنها تطبیق می‌دهد و بهترینش را ارایه می‌کند. در تمام لوگوهای آدیداس از حروف کوچک انگلیسی استفاده شده است، می‌خواهد بگوید که آدیداس محصولاتی غیر رسمی تولید می‌کند که مناسب هر گروه سنی است.

جمع‌بندی

می‌بینید برندهای بزرگی مثل آدیداس چقدر درست و اصولی دارند پیش میروند؟ می‌بینید چطور فکر می‌کنند؟ ما ایرانی‌ها هم می‌توانیم این حرکت‌ها را برای کار خودمان بزنیم، اصلا تقلید کنیم آقا چه اشکالی دارد؟ بی‌تعارف عقب مانده‌ایم دیگر! فقط باید اصول این تقلید را بدانیم و ایرانی‌اش کنیم. حرف آخر! لوگو عکس پروفایل نیست که هر افکتی که خوشگلش می‌کند رویش اعمال کنیم. هر چه که دوست داریم به آن بچسبانیم. (چند روز قبل لوگوی یک دندانپزشک را نگاه می‌کردم گل‌های کوچک، بوته‌های ریز و چند پروانه گذاشته بود بغل آن. طرح خوبی بود ولی میکروسکوپ می‌خواست تشخیص بدهیم چی به چیه! هر طرح خوبی لوگوی خوبی نیست.) کار طراحی لوگو هم یک کار تخصصی‌ست، پس به خودتان رحم کنید و به هرکسی که فتوشاپ بلد است سفارش لوگو ندهید.

انواع فایل وکتور آدیداس

در اینجا تمام لوگوهای آدیداس را بصورت فایل pdf قرار می‌دهم تا در صورت نیاز استفاده کنید:
دانلود فایل وکتور لوگوی آدیداس

گوگل

دوست عزیزم سلام! این دسته پست‌های «#تشریح_لوگو» صرفا بخاطر افزایش دانش ما از دنیای بیزینس نوشته شده است. ما باید بدانیم که برندهای بزرگ دنیا چه مدلی فکر می‌کنند؟ حرکت‌شون به چه سمتی است؟ … شما شاید کارمند باشید و اصلا کسب‌و‌کار شخصی نداشته باشید؛ هیچ تفاوتی ندارد، شما هم در این دنیای اقتصادی یکپارچه قرار دارید؛ امروزه همه اقتصاد دنیا به هم مرتبط است. هر چه آگاه‌تر باشید رشد بیشتری خواهید داشت. به نظر من، اصول برندینگ در سراسر دنیا یکسان است؛ فقط این اصول یکم دیرتر به دست ما می‌رسد! خب چه بهتر که قبل از رسیدن این اصول، باهاش آشنا بشویم و برای رشد اقتصادی و حتی شخصی خودمان از آنها استفاده کنیم. بیایید کمی در مورد گوگل بخوانیم …

بیوگرافی کوتاه:

گوگل در طی یک پروژه تحقیقاتی توسط دو دانشجوی دکتری دانشگاه استمنورد بنام‌های «لری پیچ» و «سرگئی برین» در گاراژ خانه‌ای در کالیفرنیا ایجاد شد. موتور جستجوگر آن‌ها ابتدا با دامنه google.stanford.edu استفاده می‌شد و در ۱۵ سپنتامبر سال ۱۹۹۷ دامنه google.com ثبت شد و نهایتا یکسال بعد شرکت گوگل رسما به ثبت رسید. سرمایه‌گذاری اولیه روی این شرکت ۱۰۰ هزار دلار بود. آنها طی شکستی در سال ۱۹۹۹ قصد فروش این شرکت را به مبلغ ۱ میلیون دلار داشتند ولی خریداری پیدا نکردند! بعدها شرکت‌شان بسیار سریع رشد کرد و در سال ۲۰۰۳ بخشی از سهام خود را به مبلغ ۲۳۲ میلیارد دلار فروختند. تا ۳ سال بعد، ارزش سهامشان ۹ برابر شده بود. گوگل هم اکنون مالک برندهای بزرگی چون موتورولا، یوتوب، اندروید، AOL و ده‌ها برند دیگر است.

درآمد گوگل:

گاهی این سوال را از من می‌پرسند که درآمد گوگل از کجاست؟ من میگم بیشترش از تبلیغات؛ در جواب می‌شنوم: «همین؟!» باید بدانید که این درآمد کمی نیست؛ با اینکه همه درآمد گوگل نیست … در سال ۲۰۱۹ ، درآمد گوگل از آگهی‌های اینترنتی تقریبا ۱۳۴٫۸۱ میلیارد دلار بود. با در نظر گرفتن دلار ۱۵ تومنی در زمستان ۱۳۹۸ درآمد گوگل ۴٫۵ برابر درآمد کل ایران در سال ۱۳۹۸ بوده است! بستر تبلیغاتی گوگل Google Ads نام دارد، که به تبلیغ‌کنندگان امکان می‌دهد تبلیغات محصولات و خدمات‌شان را از طریق شبکه تبلیغاتی گسترده Google (شرکت‌های تحت تملک، سایت‌های مشارکت‌کننده و اپلیکیشن‌ها) برای کاربران وب نمایش دهند.

طراحی مجدد لوگو (Redesign):

گوگل از سال ۱۹۹۷ تاکنون چندین بار لوگوی خود را تغییر داده است. آخرین طراحی مجدد مربوط به سال ۲۰۱۵ است که لوگوی کنونی گوگل محسوب می‌شود:

تشریح اجزای لوگو (Description):

در ورژن‌های قبلی این لوگو، از فونتی بنام Catull الهام گرفته شده بود. این فونت در سال ۱۹۸۲ توسط فردی بنام «گوستاو جاگر» به سفارش شرکت برتهولد (بزرگترین شرکت طراحی فونت در دنیا) طراحی شده است. ریدیزاین (طراحی مجدد) لوگوی گوگل در سال ۲۰۱۵، توسط فردی به نام Ruth Kedar انجام شد. خانم کِدار می‌گوید: «در این لوگو از سه رنگ اصلی آبی، قرمز، زرد (رنگ‌های بنیادین که تمام رنگ‌ها از ترکیب این سه رنگ ایجاد می‌شود) و یک رنگ سبز در حرف L استفاده شده است. استفاده از رنگ سبز به این معناست که گوگل همیشه از قوانین پیروی نمی‌کند. البته رنگ‌های لوگو نسبت به قبل، کمی نرم‌تر شده است.

نوع لوگوی گوگل مثل قبل، وُردمارک (لوگویی به شکل یک کلمه) است، ولی از نوع Sans-Serif است که می‌خواهد شکل مدرن و جوان‌پسند‌تری به لوگو بدهد. در مورد انواع فونت‌های Sans-Serif و Serif بعدا بیشتر توضیح خواهم داد. این لوگو شباهت زیادی به لوگوی شرکت Alphabet دارد که گوگل آن را در سال ۲۰۱۵ خریداری کرد. شاید نظر مدیران شرکت الفابت در طراحی شکل لوگوی گوگل در سال ۲۰۱۵ تاثیر داشته است.

,

اگر از طرفداران برنامه‌های مستند، حیات‌وحش، طبیعت و حتی سفر و گشت‌و‌گذار در طبیعت باشید حتما مثل من از طرفداران پروپاقرص شبکه نشنال جئوگرافیک هستید. در این مقاله قصد دارم قدری در مورد لوگوی این شبکه صحبت کنم.

بیوگرافی کوتاه:

نشنال جئوگرافیک در ۲۷ ژوئن سال ۱۸۸۸ (تیرماه ۱۲۶۷) توسط ۳۳ دانشمند و جهانگرد که علاقه‌مند به تشکیل انجمنی برای افزایش و توسعه علم جغرافیا بودند، در واشینگتن تاسیس شد. یکی از موسسان این بنیاد «الکساندر گراهام بل» مخترع تلفن بود. نشریه رسمی این انجمن هم از همان سال شروع به انتشار کرد و امروزه یکی از مشهورترین و پراعتبارترین مجلات مرتبط با علوم طبیعی در جهان است. این انجمن همچنین مالک چندین شبکه ماهواره‌ای است که برنامه‌های مستند از حیات‌وحش، سیاره زمین و جهان هستی پخش می‌کند.

دیدگاه نشنال جئوگرافیک:

آقای جان ام. فاهی (John M. Fahey) رئیس نشنال جئوگرافیک درباره‌ی هدف نشنال می‌گوید: «هدف ما تشویق مردم برای علاقه‌مند کردن آنان جهت توجه و مواظبت از سیاره‌شان است.»

اجزای لوگو:

 

مستطیل یک قاب عکس را نشان می دهد. ایده استفاده از عکس در کنار مقالات که از عوامل اصلی محبوبیت این مجله به‌شمار می‌رود را «گراهام بل» ارایه داد. رنگ زرد نشانگر خورشید است که بدون آن سیاره ما مانند امروز نخواهد بود. مجله نشنال جئوگرافیک از سال ۱۸۸۸ دارای حاشیه علائم تجاری زرد در حاشیه آن است.

جمع‌بندی:

شاید از دید بعضی افراد این لوگو بسیار ساده و ابتدایی به شمار بیاید. ولی در نظر داشته باشید که یک لوگو باید بصورت بسیار ساده و اصولی ماهیت آن برند را یدک بکشد. ولو اینکه در نگاه اول مشخص نشود. در طراحی گرافیک، شاید غول مرحله‌ی آخر، طراحی لوگو باشد! المان‌های بسیاری از جمله رقبا، بازار هدف، نوع محصول و خدمات، دسته‌بندی برند و … باید مورد مطالعه قرار بگیرد تا بهترین و ساده‌ترین دیزاین اجرا شود. پس همین دایره و مستطیل‌های ساده اگر قرار باشد هویتی را نمایش دهد نیاز به تخصص و زمان زیادی خواهد داشت.

تبلیغات هرمس

ویدیوی فوق را با صدا گوش کنید!

برند هرمس @hermes از عنصر #صدا برای جذب مخاطب و نمایش محصولات خود استفاده کرده است.
صدا، یک عنصر بسیار بسیار تاثیرگذار است که ما زیاد به آن توجه نمی کنیم. پیشنهاد می کنم یک دقیقه از یک فیلم تاثیرگذار مثل ارباب حلقه ها را بدون صدا تماشا کنید. مطمئنا تاثیر اولیه را به هیچ وجه روی شما نخواهد گذاشت.
نکته جالبی که در این تبلیغات استفاده شده است استفاده از صدا برای القای حس دقت، ظرافت و صلابت است.

هزینه ای که برای ساخت این تبلیغ صرف شده مقداری نیست که برندهای ما براحتی نتوانند از عهده آن برآیند. پس تبلیغات همیشه پر هزینه نیست. تبلیغات وقتی پرهزینه است که بازدهی و سود نداشته باشد. یعنی اگر ۱۰۰۰ تومان صرف تبلیغات کنید و ۱۰۰۱ تومان بدست آوردید باید آن را ادامه دهید، ولی اگر ۱ میلیارد تومان صرف تبلیغات کردید و سودی بدست نیاوردید مهم نیست چقدر از آن لذت برده اید یا چقدر خلاقانه بوده؛ باید بریزید دور! ? (منظورم از هزینه مجموع هزینه حقوق پرسنل، وقت، انرژی و پول است)

پس دقت داشته باشید که همیشه کیفیت حرف اول تبلیغات و فروش را نمی زند؛ با اینکه مهم است.
? مثال بارز براتون بزنم: #چرم_تبریز!
کیفیت چرم تبریز، کیف و کفش تبریز برای همه ما مشخص است. ولی تولیدکنندگان و فروشندگان آن در مقایسه با جنس ترک چقدر فروش دارند؟ چقدر سهم از بازار ایران دارد؟ این مهم است.
اولین کمبودی که در مقایسه با برندهای دم دستی مثل ecco به ذهنم میرسه به هیچ وجه کیفیت کیف و کفش چرم تبریز نیست، بلکه طراحی آن است.
این یک مثال بود ولی هر برندی باید بتواند در جهت هدفی که دارد رفع نقص کرده و پیشرفت کند. یافتن این نقایص و رفع آن بسیار کم هزینه تر از ایجاد یک محصول یا برند جدید است. .
.
#تبلیغات #برندینگ #هرمس

شعار تبلیغاتی: اهمیت شعار در برندسازی

شعارهای تجاری عبارت‌های کوتاه و جذابی هستند که در تبلیغات بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند. شعارها یکی از راه‌های موثر برای جلب توجه به سمت یک نام تجاری (برند) و محصولات آن است. شعارها برای مدت زمان بسیار طولانی در بازاریابی کاربرد داشته‌اند، اما امروزه در همه جا مورد استفاده قرار می‌گیرند. یک شعار خوب، اشاره به منافع یک محصول دارد. شعارها باید تصویر برند شما را برجسته کنند و در عین حال به یاد ماندنی باشند. شعار خوب نه تنها به مشتری تعهد می‌دهد، بلکه به آنها می‌گوید که اصل و اساس آن نام تجاری بر چیست.

چرا شعارها در بازاریابی بسیار مهم هستند؟

شعار تبلیغاتی: شعار پپسی

هنگامی به یک عبارت بازاریابی، می‌توان گفت که شعاری قدرتمند است، که تصویر دقیقی از آنچه که کسب و کار شما مربوط به آن است نشان دهد. آنگاه آن شعار باید تبدیل به یک بخش ضروری از شرکت شما بشود.

  • موقعیت برند و شناسایی آن: لوگوی منحصر به فرد، شعار جذاب و نام تجاری، سه جزء کلیدی هویت برند است. بنابراین داشتن شعار تبلیغاتی جذاب و به یاد ماندنی، قطعا در ایجاد آگاهی عمومی نسبت به نام تجاری شما در بازار کمک خواهد کرد.
  • ایجاد روابط بهتر با مشتری: شعارها عموما برای پر کردن شکاف بین یک کسب و کار و مشتریان آن برای ایجاد یک رابطه مداوم مورد استفاده قرار می‌گیرند. سفارشی‌سازی نام تجاری با شعارهای تبلیغاتی به مخاطبان کمک می‌کند تا کسب و کار را به یاد آورند. این در نهایت موجب ایجاد نگرش مثبت در مخاطب، نسبت به نام تجاری می‌شود.
  • برجسته شدن: داشتن شعار تبلیغاتی متمایز باعث می‌شود نام تجاری شما از دیگران متفاوت باشد. این یک هویت منحصر به فرد از نام تجاری شما ایجاد می‌کند که در ذهن مردم باقی می‌ماند. آنها می‌توانند نام تجاری شما را با شنیدن یا دیدن شعارتان، بدون ذکر نام محصول یا نام تجاری شناسایی کنند. به عنوان مثال شعار: “در لحظه زندگی کن” تقریبا بلافاصله همه را به یاد پپسی می‌اندازد. همه می‌دانند که خوردن نوشابه مضر است ولی گاهی بسیار می‌چسبد! پپسی با این شعار می‌خواهد بگوید خوشی الانت را دریاب! یا شعار “این نام نیک است که می‌ماند” ما را یاد برند “نیک کالا” می‌اندازد.
  • افزایش تقاضا برای محصول شما: یک شعار هدفش این است که کلی چیز در مورد محصول بگوید. مثلا اینکه محصول کلا درباره چیست، کیفیتش چطور است و چطور می تواند به مردم منفعتی برساند. به طور خلاصه، این همان نوع نگاهی است که مردم به یک محصول دارند. بنابراین داشتن شعار یک راه موثر برای ایجاد تقاضای بیشتر برای محصول شما در بازار است.